بهانه های قشنگ من برای زندگی

Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 20 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 20 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 20 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 16 توسط مامان دوتا گل | |
Image and video hosting by TinyPic
:::ادامه مطلب:::
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 15 توسط مامان دوتا گل | |
سلام عزیز دلم مامان خیلی وقته که برات چیزی ننوشته نازنینم ۱۶ فروردین

شما نه ماهه شدی باورم نمیشه که نه ماه ونیمه که با اون چشمان

مهربونت داری با من حرف می زنی تازگی ها خیلی وروجک شدی اصلا یکجا

بند نمیشی دائم در حال جنب وجوش هستی به قول دکترت انرژی هسته

ای داری بار اخر که برای چکاپ نه ماهگیت بردمت دکتر گفت کارهات جلوتر

از سنته خدا رو شکر عیب نداره سالم باش شیطونی کن اذیت کن اصلا هر

کاری دوست داری بکن  من همین طوری دوستت دارم یک خوشگل شیطون

خوردنی  تازگی ها خیلی به من وابسته شدی نمی تونم از کنارت تکون

بخورم گریه می کنی وهمش دنبالمی شیر خوردنت هم که دو برابر شده

عیب نداره نوش جونت می دونی برام لذت بخش ترین کار دنیا شیر دادن به

تو نازنینمه وقتی میایی میزنی به من وشیر می خوای بغلت میکنم

می بوسمت شیرت میدم وتو با اون چشمهای مهربونت نگاهم می کنی انگار

خدا تمام دنیا رو توی یک لحظه به من میده حاضر نیستم لذت اون لحظه رو با

هیچ لذتی توی دنیا عوض کنم  تازه بلد شدی کلی هم خودت رو برام لوس   

می کنی تا میایی تو بغلم صورتت رو می چسبونی به من وشروع می کنی

به بوس کردنم هر چند که این کارت غیر بهداشتیه اما من که خیلی کیف

می کنم از دست زدن واواز خوندن ورقصیدن هم که کم نمیاری با هر اهنگ

شاد وغمگینی شروع به رقصیدن می کنی خلاصه که خیلی شیرینی

هیچ میدونی خواهرت وتو وبابا جونت همه چیز من تو زندگی هستید؟

نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 14 توسط مامان دوتا گل | |
سلام من مامان تنبلی هستم اخه ۱۵ روز از سال نو می گذره وهنوز نیومدم

براتون چیزی بنویسم البته خوب قبل از سال تحویل اومدم حالا هم اومدم تا

مفصل بنویسم وتلافی این همه غیبت رو در بیارم

اول بریم سراغ تلخ وشیرین های سال ۸۶

شیرینها

تمام خاطرات سال ۸۶ برام شیرینه ولی اگر بخوام به ترتیب بگم

۱-بهترین وشیرین ترین خاطره که برای دومین بار در زندگیم اتفاق افتادبه دنیا

اومدن فرشته کوچولویی بود که با اومدنش دل هممون به خصوص خواهر

جونش رو شاد کرد

۲- چهار تا سفر خوب وشیرین داشتیم که یکیش سه نفری وسه تاش چهار

نفری بود اولی به مشهد بود که عید نوروز ۸۶ رفتیم  وهنوز نی نی تودلم جا

خوش کرده بود دومی به بابلسر بود که حسین ۴۵ روزه بود سومی به

اصفهان و شهر کرد بود که حسین ۵۵ روزه بود وچهارمی به قشم بود که

قبلا گزارش مفصلش رو دادم

۳-تغییر وتحولات مثبتی بود که از نظر شغلی برای همسرم  در زندگیمون به

وجود اومد وتبعات خوب وخوشی داشت

۴-موافقت با انتقال من از منطقه ۱۸ به ۱ که برام خیلی عجیب بود ولی خدا

رو شکر انجام شد هر چند که امسال رو به خاطر حسین مرخصی گرفتم

۵- اشنایی با یک دنیای مجاز ی جدید واشنا شدن با دوستان بسیار خوب

در مورد خاطرات بد خاطره بدی که ذهنم رو ازار بده از سال ۸۶ ندارم غیر از

فوت عمه عزیزم که هنوز هم رفتنش رو باورم نشده

سال ۸۷ رو هم به خوبی اغاز کردیم خدا کنه که امسال هم به خوبی سال

گذشته باشه وشیرینیهاش بیشتر از تلخی هاش باشه

امسال برای اولین سال سفره هفت سین چیدم اخه نچیدن هر سالم دلیل

داشت هر سال ما به غیر از یکی دو سال سال تحویل مشهد  کنار امام رضا و

خانواده همسرم بودیم اما امسال توی خونه موندیم ومن برای دخترک نازم

هفت سین چیدم

۲- روز اول عید خونه مامانم رفتیم دوم عید چمدانها روبستیم سوم عید رفتیم

مشهدتا دهم عید مشهد بودیم خیلی خوش گذشت به خصوص که حسین

هم تا می تونست شیرین کاری کرد ودل مادر بزرگ وبابا بزرگش رو برد

یازدهم رو خونه بودیم دوازدهم رفتیم قم سیزدهم برگشتیم

این هم گزارش مختصر نوروز ۸۷

            

View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 16 توسط مامان دوتا گل | |
سلام نازنینهای من

این پست اخرین پست سال۸۶ که براتون میگذارمتا کمتر از دوساعت نیم دیگه

سال جدید شروع میشه امیدوارم سال۸۶ سال خوبی برای شما گلهای خوشبوی

بهشتی من باشه امیدوارم که همیشه در پناه خداوند سالم وتندرست باشید

خدا بزرگترین عیدی رو به من داده وجود شما دو تا فرشته برا من بهترین هدیه از

طرف خداوند که برای یک عمرم بسه الان هنوز شما دو تا فرشته من خوابید ومن

اومدم اینجا براتون بنویسم که بدونید عاشقانه بی مرز وبی انتها دوستتون دارم

دوست داشتنی الهی ولا یتنهی که با تمام دوست داشتنهای دیگه فرق داره

Image and video hosting by TinyPic

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic     Image and video hosting by TinyPic

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 6 توسط مامان دوتا گل | |